چه خدای خوبی
وچه ماه خوبی
انقدر از برکاتش میگن واینکه از فرصتش تا میشه استفاده مفید کرد
که آدمیزاد از فرصت سوزی هاش ، عمیقا غمگین میشه
.
کاش مثل درختانی که اینقد زیبا بعد خواب زمستونی جوانه زدن
ما هم از این رخوت و مردگی بیرون می اومدیم و جوانه میزدیم
.
بعد حسرت و حسادت و غبطه به آب و درخت و مورچه و ...
رسیدم به 14 معصوم
جدیدا خیلی حسرتانه به خود خود خدا گفتم خوششش به حالت
.
عبد گنهکارت دلش بیقراره
بندهات به غیر از تو کسی رو نداره
خدایا از بس که مهربونی تو
دلیل این اشکامو میدونی تو
عمر داره میشه تباه خدایا ببخش
خستم از بار گناه خدایا ببخش
***
هر بار صدات کردم به دادم رسیدی
حاجت روام کردی بدیمو ندیدی
به این عبد بیمقدار و ناقابل
نظر کن جان آقام ابوفاضل
از همه تشنه ترم خدایا ببخش
جان سقای حرم خدایا ببخش
***
دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم رو به رو شد
بیا برگرد خیمهای کس و کارم
منو تنها نگذارای علمدارم
آب به خیمه نرسید فدای سرت
https://yun.ir/dy0jhg

+ نوشته شده در شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۲:۳۴ ب.ظ توسط قاصدک
|