نزدیکی و دوری ملاک وصل و هجران نیست

"راضی "ست او وصل است ؛ " ناراضی " ست هجران است

 

امام مهدى عليه السلام :

لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا ؛ [1]

هر يك از شما بايد كارى كند كه با آن به محبّت ما نزديك شود .

 

امام مهدى عليه السلام :

ما اُرغِمَ أنفُ الشَّيطانِ بِشَى ءٍ مِثلِ الصَّلاةِ ؛ [2]

هيچ چيز مانند نماز ، بينى شيطان را به خاك نمى مالد .

 

امام مهدى عليه السلام :

إجعَلوا قَصدَكُم إلَينا بِالمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الواضِحَةِ ؛ [3]

گرايش خود را به ما ، با دوست داشتن سنّت روشن همراه كنيد .

 

امام مهدى عليه السلام :

إنَّ اللّه َ مَعَنا ، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَيرِهِ و الحَقُّ مَعَنا فَلَن يُوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا ؛ [4]

خدا با ما است و نيازمند ديگرى نيستيم .

حق با ما است و باكى نيست كه كسى از ما روى بگرداند .

 

امام مهدى عليه السلام :

أنا خاتِمُ الأوصِياءِ ، بي يُدفَعُ البَلاءُ مِن أهلي و شيعَتي ؛ [5]

من وصىّ آخرين ام ؛ به وسيله من بلا از خانواده و شيعيانم دفع مى شود .

 

امام مهدى عليه السلام :

إنّا يُحيطُ عِلمُنا بأنبائِكُم و لايعَزُبُ عَنّا شَى ءٌ مِن أخبارِكُم ؛ [6]

ما از همه خبرهاى شما آگاهيم و چيزى از خبرهاى شما از ما پنهان نيست .

 

امام مهدى عليه السلام :

أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم ؛ [7]

براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد ، كه فرج من فرج شما نيز هست .

 

 

[1] . بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 176 .
[2] . همان ، ص 182 .
[3] . همان ، ص 179 .
[4] الغيبة ، طوسى ، ص 285 .
[5] همان ، ص 285 .
[6] . بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 175 .
[7] . كمال الدّين ، ص 485 .

 

http://lib.eshia.ir/27401/1/209

 

 

کسی که از امام عصر خود خواهد وصالش را

کسی که آرزو دارد نظاره بر جمالش را

ندارد چاره ای جز این که بشناسد در این دنیا

صراط مستقیمش را، حرامش را، حلالش را

خیالِ معصیت، معصیت است و منتظر باید

نگه دارد از اوهام خطا فکر و خیالش را

تعجب می کنم از عاشقی که بهر یک لذت

به آتش می کشد سرمایه ی هفتاد سالش را

چگونه ادعای بنده بودن می کند، آن که

نمی پردازد از مازاد مالش، خمس مالش را

چه حیف است اشک آقا خرج رسوایی ما گردد

روان می سازد این اعمال ما اشک زلالش را

محب آل حیدر لحظه هایش مملو از ذکر است

همیشه مغتنم می داند از دنیا مجالش را

شهید از کل دنیایش برید و در ازای آن

از این ترک تعلق یافته راه کمالش را

بسوز ای دل برای غصه های عمه ی سادات

که روی نیزه ای کامل شده بیند هلالش را

امان از چوبه ی محمل، بگو یک زن در این محفل

ببندد بر سر خونی زینب تکه شالش را

  محمد جواد شیرازی