پاسخ به شبهه :

برخی ادعا می‌کنند که بعضی از کشور های توسعه یافته با اینکه اسلام ندارند

ولی قوانین و فرهنگی بهتر از ما مسلمانان دارند…


دیدگاه قرآن در این موضوع را می‌شنویم.

 

پاسخ به شبهه: حجت الاسلام والمسلمین استاد علی صبوحی

 

************************

معنای تدبر در قرآن 

 

**********************

امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) شبى از مسجد کوفه به طرف خانه ‏اش بیرون شد و یک چهارم شب گذشته بود. کمیل بن زیاد که از بزرگان و نیکان شیعه و از دوستان آن حضرت بود همراه او روان شد. در راه به در خانه ‏ى مردى رسید که در آن وقت شب قرآن می‌خواند و گفته‏ ى خداى تعالى را که در قرآن است با آوازى غمگین و دلنشین می‌خواند:

 

أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ[۱]

 

کمیل بن زیاد در باطن او را ستایش کرد و نیکو شمرد. حالِ آن مرد، کمیل را به شگفت آورد، امّا چیزى نگفت.

 

حضرت امام على (علیه السّلام) متوجه کمیل شد و فرمود: اى کمیل، به شگفت نیاوَرَد تو را صداى دلنشین این مرد، همانا این مرد اهل آتش است و به زودى بعد از این تو را از حال او خبر خواهم داد. کمیل متحیر و سرگردان شد از اینکه على (علیه السّلام) از باطن او آگاه شد و گواهى داد که آن مرد اهل آتش خواهد بود با وجود اینکه سرگرم عبادت بود و در این حالت خوب (که راز و نیاز بود) قرار گرفته بود آن هم در این وقت از شب.

 

کمیل خاموش گردید، امّا در حالت شگفت و اندیشه و فکر در این امر بود. زمانى طولانى و دراز از داستان گذشت تا این‌که حال خوارج نهروان به عاقبت کارشان برگشت و با امیر المؤمنین جنگیدند در حالی که آن جماعت حافظ قرآن بودند، به همان‌شکلى که بر پیامبر نازل شده بود.

 

امیر المؤمنین(علیه السّلام) در صحنه‏ى پیکار توجهى به کمیل کرد و حال آن‌که کمیل در پیش روى على (علیه السّلام) ایستاده بود و شمشیر على در دستش بود و از آن شمشیر خون مى‏چکید و سرهاى آن کافران و فاجران روى زمین را پُر کرده بود.

 

على (علیه السّلام) با سر شمشیرش به یکى از آن سرها اشاره کرد و فرمود: اى کمیل‏ (أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً)[۲] یعنى اى کمیل این سر همان کسى است که این آیه را در آن شب با صدائى حزین می‌خواند و حال او تو را به شگفت آورد. سپس کمیل پاهاى امیر المؤمنین را بوسیده و طلب آمرزش از خدا کرد، سپس درود خدا بر محمّد و آل محمّد و على (علیهم السّلام) که قدرش در اجتماع مجهول و پنهان مانده بود فرستاد.[۳]

 

و اینگونه مشخص شد که تلاوت بدون تدبر و بدون معرفت، هیچ ثمری برای انسان ندارد و مانع از سقوط فرد به پرتگاه قهر و غضب الهی نمی‌گردد. لذا این شخص بی‌تدبر، در مقابل حجت خداوند ایستاد و این‌گونه خود را دچار آتش خشم الهی نمود.

 

در همین زمینه امیر المؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند:

 

«خداوند سبحان در کتاب خود براى بندگانش جلوه‏ گر و آشکارا شد بى ‏آنکه با چشم سر او را دیده باشند و خدا بردبارى خود را نشان داد که چه اندازه بردبار است و به آن‌ها گذشت خود را نمود، که چه اندازه باگذشت است. به آنها نیروى خود را نشان داد که‏ چه اندازه نیرو دارد. آنان را از دچار شدن به قهر خود ترسانید و به آن‌ها فهماند چگونه آنچه از آیات و معجزات را که آورده است، بیافریند و چگونه گناهکارانى را که بخواهد نابود می‌کند براى نمونه و پند دیگران، چگونه به کیفر خود درو کرده است، هر که را درو کرده، و چگونه روزى داده، هدایت کرده، عطا بخشیده و به آن‌ها حُکم خود را نمود که چگونه حکم کند و صبر نماید تا بشنود آنچه شنیدنی است، و ببیند آنچه دیدنی است.»[۴]

 

[۱] الزمر، آیه ۹

[۲] همان

[۳] حسن بن محمد دیلمی، إرشاد القلوب إلى الصواب ، ج‏۲، ص: ۲۲۶

[۴] محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۸، ص: ۳۸۷