شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسین

روى دل با کاروان کربلا دارد حسین‏

از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دست

مروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏

مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین

او وفاى عهد را با سر کند سودا ولى

خون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین‏

آب را با دشمنان تشنه قسمت مى‌‏کند

عزّت و آزادگى بین تا کجا دارد حسین‏

دست آخر کز همه بیگانه شد، دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسین‏

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جاى نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین‏

اشک خونین، گو بیا بنشین به چشم «شهریار»

کاندرین گوشه عزایى بى‏‌ریا دارد حسین