14 بار مجروح شده ام.
در کربلای 5 شیمیایی شده ام.
بیش از 200 ماه است که روی تخت بیمارستان خوابیده ام و 67 بار مرا به اتاق عمل بردند...
در عمل های اخیر به دلیل ترس از مرگ مرا بیهوش نمی کنند و بدون بی هوشی جراحی می شوم.
7 عمل در کشور آلمان انجام داده ام.
چند وقت پیش خدمت مقام رهبری رسیدم ولی نتوانستم از آمبولانس پیاده شوم ایشان جلوی اتومبیل آمدند. آقا فرمودند: شهدا اگر یک بار شهید شدند لحظه لحظه زندگی تو شهادت است.
من دوست داشتم بیشتر از این به مردم و کشورم خدمت کنم اما با همین شرایط اگر نیازی باشد من مثل روز اول آماده انجام هرگونه کاری هستم.
20 سال است فقط به یک چیز غبطه می خورم و آن اینکه چرا
شهید نشدم؟؟!

زمانه خواست تو را ماضی بعید کند
ضمیر مفرد غائب کند، شهید کند

شناسنامه درد تو را کند تمدید
تو را اسیر زمین مدتی مدید کند

درون بقچه عطرش نشد که دختر باد
سپیده دم گل زخم تو را خرید کند

ز دست خیمه بر این باغ ابری از اندوه
که رد پای تو را نیز ناپدید کند


زمانه بافت لباس عزا به قامت تو
که خود تهیه اسباب روز عید کند


زمانه خواست که در خانگاه تاول ها
تو را مراد کند درد را مرید کند


کنون زمانه شاعر چه از تو بنویسد
خدا نصیب غزل مصرعی جدید کند


خدا نخواست فقط از تو سر بگیرد... خواست
که ذره ذره تمام تو را شهید کند